يادت رفت توي تنهاييت فقط من بودم مني که عاشق چشمات بودم بخدا اگه بري نابودم اين روزا که تو از من دوري داغونم| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

شعر روایی  

روزگاری که من جوان بودمعاشق و کشته ی زنان بودم
گر سخن از زنی میآمدپیشخوش زبان ، یا که مهربان بودم
توی هر مجلسی که زن هم بود پایه ی صحبت کلان بودم
بعدها توی ده شدم چوپانهمچو بره ی بی زبان بودم
واقعا روزگار خوبی بودگرچه چوپان و بزچران بودم
عمر من هم قشنگ طی میشد عاشق دختر شبان بودم
گرچه نان بود و شیر بود و پنیرمست و مدهوش عطر نان بودم
هرچه بود روزگار خوبی بود سادگی بود و من همان بودم
بعد از آن در مسافرت طی شد عاشق سیر در جهان بودم
توی تور ثبت نامی

ادامه مطلب  

 

اگر فصل بودم=زمستون اگر اسم بودم=فاطمه اگرفیلم بودم=سه در چهار اگه خواننده بودم=محسن یگانه اگر رنگ بودم=مشكی اگر معلم بودم=ورزش اگرورزش بودم=تكواندو اگر اعضای صورت بودم=چشم اگر اهنگ بودم=عاشقی یعنی همین رضا شیری اگر غذا بودم=میگو اگر ساز بودم=گیتار اگر نوشیدنی بودم=نوشابه مشكی اگر ساعت بودم=12شب 

ادامه مطلب  

جنگل چشمات  

چه بی ریا آمدم به قلب عاشق توباورم شد حرف‌های به ظاهر صادق توچه پر غرور می روی از این دل شکستهانگار عهدی نبستی با این عاشق خستهجنگل چشمات هواش چه سرده، هر نگاه تو حدیث دردهرفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکردهنکنه رنجیدی از من ، بگو تقصیرم چیهیا که دل به دیگری دادی ، بگو اون کیهنکنه که از حقیقت ، تو می خوای فرار کنیبری و یک بار دیگه ، منو بی قرار کنیجنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث دردهرفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرد

ادامه مطلب  

 

چشمات آرامشی داره
که تو چشمای هیچکی نیست  
میدونم که توی قلبت
بجز من جای هیچکی نیست  
چشمات آرامشی داره
که دورم میکنه از غم  
یه احساسی بهم میگه
دارم عاشق میشم کم کم  
تو با چشمای آرومت
 بهم خوشبختی بخشیدی
 خودت خوبی و خوبی رو
داری یاد منم میدی
 تو با لبخند شیرینت
بهم عشقو نشون دادی
 تو رویای تو بودم که
واسه من دست تکون دادی
  از بس تو خوبی میخوام باشی تو کل رویا هام
 تا جون بگیرم با تو باشی امید فردا هام  
چشات آرامشی داره که
پابند نگات میشم  
ب

ادامه مطلب  

 

آ راستى از اولین باری كه محمدمو دیدم براتون گفتم؟ منظورم قراره. اولین قرارمون راستش به خاطر مچ گیرى ن بود. بیخیال
كلا اون روزا به خاطر شرایط خاصی كه داشتم دوس نداشتم با كسی قرار بزارم.. اما به محمد معتاد شدم. واای خدایا هیچوقت فراموش نمیكنم روزایی كه باهاش داشتمو . من عاشقش بودم و بودن با عشق..وای بهترین حس .. بهترین لحظه ها.. امیدوارم همه تجربه كنن.. خدایا شكرت..حس مهم بودن. اون حس فوق العاده. واى منم كسیو داشتم. نگینی كه یه عمر تنها بود. چیزی كه با

ادامه مطلب  

.........  

ادامه قبلی :
اخرش من برای توام عادی میشم.. توام وقتش برسه من رو یادت میره.. توام پای خواسته های خودت برسه من رو میزاری كنار.. من از زندگی چیز زیادی نخواستم غیر از دین حجاب و محبت.. چیز سختیه.. و جاش همه كار كردم...اما پای خواسته خودت برسه من رو یادت بره.. اما یادت نره توی این سال ها هر چی شد هر كاری كردی باز من عاشق بودم.. اگر توام این كارارو با من بكنی بازم من عاشق تو خواهم بود چون چیز دیگه بلد نیستم توی این دنیااااا......

ادامه مطلب  

برباد  

من به یادت بودم
اما تو بی احساس
به منو احساسم
تو خیانت کردی باز
یادم از یادت رفت
بی صدا قلبم مرد
من شدم تنها تر
خاطراتت رو غم برد
بی هوس عاشق بود
این دل بیچارم
از هوس تو رفتی
من هنوز بیمارم
بی خداحافظ بود
رفتنت از پیشم
دور میشیو من
بی صداتر میشم
به تو مدیونم من
عشقو یادم دادی
عاشقت بودم من
تو به بادم دادی .
 

ادامه مطلب  

من عاشقشم  

تو خیلی خوشبختی که عاشق اونی
تو خیلی خوشبختی که اون دوست داره
تا وقتی تو چشمات غمه نمی خنده
تا لحظه ای که تو نخوابی بیداره
تو خیلی خوشبختی که عشق من الان
کنار تو داره چشاشو می بنده
یه کاری کن هربار از اینجا رد میشم
ببینم آرومه خوشین و می خنده
من عاشقش بودم ولی چون اون می خواست
با چشمای گریون سپردمش دستت
تو خیلی خوشبختی
از اون شب که من با گریه تو بارون سپردمش دستت
♫♫♫♫♫♫می خوام مثل چشمات مواظبش باشی
بمونی و همراش تا وقتی دنیاشی
برای خوشبختیش

ادامه مطلب  

 

از اولش هم گفته بودم که سری از مندیدی که من حق داشتم؟! عاشق تری از من
دلبسته ات بودم من و دلبسته ام بودیاما رهایت کرد عشق دیگری از من
آتش شدی، رفتی و گفتی:" عشق سوزان استباقی نماند کاش جز خاکستری از من"
رفتی و جا مانده فقط مُشت پَری از تورفتی و باقیمانده چشمان تری از من
فالله خیر حافظا” خواندم که برگردیبرگشته ای با حال و روز بهتری از من
من عاشق لبخندهایت بودم و حالا...با خنده های زخمی ات دل می بری از من
عاشق ترینم! من کجا و حضرت زینب؟!حق داشتی اینق

ادامه مطلب  

عشق اگر عشق باشه بزرگترین معجزست  

ازش دلخورم
تو ناراحتی تنهام میذاره
فرقی نداره
که بی تفاوته یا بی تفاوت جلوه میکنه
مهم اینه که نیست
دلم میخواست زمان برگرده به سالها قبل
زمانیکه من و خدام با هم کلی خوش بودیم
اون روزا چقدر بهتر بودم
حالم بهتر بود و آدم بهتری بودم.
دلم برای خودم عجیب تنگ شده
هروقت دنبال خودم میگردم
خودم و تو اون روزا پیدا میکنم.

ادامه مطلب  

139  

در گل فروشى رو باز مى كنم و با مامان میریم تو ...! آقاى گل فروش آشناى چندین سالس ... از مریضاى باباس ... عطر گل فروشى و خنكى هواى داخل مغازه منو پرت میكنه به دو سال و خرده اى قبل ... روزاى قبل از نوروز ٩٣ ... خیابونا شلوغ بود و روزاى آخر سال شور و حال خاصى به خیابونا داده بود ... با مامان و بابا و برادرم اومده بودیم خرید سفره هفت سین ... اومدیم گل فروشى و آقاى گل فروش طبق معمول لطف داشت و كلى گل اضافه تر بهمون داد ... اونروزا سوم دبیرستان بودم ... اوج روزایى كه

ادامه مطلب  

 

یه شب توی خیابون
زیر نم نم بارون
قدم میزدم آروم
منو یه حال داغون
............. .............. ................ .............. ............
میدونی حال داغون یعنی چی؟؟
وقتی تو بخوایش ولی اون تورو نخواد
وقتی اون تورو بخواد تو اونو نخوای
وقتی جفت تون همو بخواین ولی خدا نخواد
زندگی من پر بود از حسرت
ولی بازم شاد بودم چون نمیخواستم
اطرافیانم ناراحت بشن
همیشه دوست داشتم شاد باشن و
نفهمن منم درد دارم
اما انگار روزگار از هر سلاحی
استفاده میکنه تا منو زمین بزنه
دستت درست روزگار دمت گ

ادامه مطلب  

شما هم جواب بدید  

اگه فصل بودم:تابستون
اگه اسم بودم:آرتا
اگه فیلم بودم:step up
اگه خواننده بودم:زین
اگه رنگ بودم:مشکی
اگه معلم بودم:معلم فیزیک یا زیست
اگه ورزش بودم:شنا
اگه اعضای صورت بودم:چشم
اگه آهنگ بودم:(best song ever(one 
آگه نوشیدنی بودم:آب (چون حیاتی و بدون من میمیرین)
اگه ساعت بودم:0:00
شما هم آنجام بدید اون جلویی ها هم جواب خودمن
 

ادامه مطلب  

سن و سال!  

 
یه بار یکی بهم گفت بعد تولد ۱۸ سالگی سال و روزا خیلی سریع تر میرن...
الان یهو به خودم اومدم دیدم ای وای تو استانه ۲۰ سالگیم و چقد زود گذشت ...
داشتم فک میکردم پارسال این روز چقد خوشحال بودم!دانشگا قبول شده بودم
خرکیف و امروز روز ثبت نامم بود!و بعد گفتم چ حیف ک تموم شدنش نزدیکه
الان و این روزا فقط خیلی دلتنگم! میدونم یادم میره نه ک یادم بره ها نه!کنار میام با دلتنگیم
باید کنار بیام:)
خدایا حالمو خوب کن:)
 

ادامه مطلب  

من یک دیوانه هستم  

دقیقا هیچوقت نفهمیدم استعدادم به طور کامل تو چه زمینه ای هست!
دیوانه بدم پخته شدم سوختم!!
یه زمانی عاشق بازی کردن بودم(هنوزم هستم)
یه زمانی عاشق شاد بودن و رفیق بازی و جوونی
استعداد خوندن داشتم
استعداد شعر سراییدن داشتم
استعداد درس خوندن داشتم
استعداد دلالی داشتم
استعداد چرب زبونی داشتم
استعداد نوشتن داشتم
استعداد گردوندن یه جمع رو داشتم ولی خجالتی بودم!!!
پررو بودم ولی در عین حال کم رو بودم
استعداد عرفان و فلسفه داشتم
تخیل بی نظیری داشتم فو

ادامه مطلب  

 

خیلی زود بزرگ شدم خیلی زود
 
از یه نوجوون هفده هجده ساله تبدیل به یه جوونِ پیرِ بیست و دو، بیست و سه ساله شدم
 
میتونم بگم این پنج سال لذتی از زندگیم نبردم 
 
چرا ازین که عاشق تو بودم لذت بردم و باز به عشق تو با تمام وجودم افتخار میکنم و لدت میبرم
 
اما یه پای این پنج سال لنگید و به کلی داغونم کرد
 
اونحا که باید تو هم عاشق من میشدی و نشدی این کارا رو خراب کرد
 
اینکه من ترسو بودم و نباید میبودم این همه چی رو خراب کرد
 
همه این اتفاقات روی هم نمیدون

ادامه مطلب  

دام غم  

ای کاش تو را ندیده بودم 
از دام غمت رهیده  بودم
ای کاش بدست گرد بادی 
شاید به افق رسیده بودم
ای کاش که در توان من بود 
از عشق تو پا کشیده بودم 
ایکاش که دل از تو بر گرفته 
آسوده بخود ر سیده  بودم 
آن روز که دل بتو  سپردم 
ایکاش قلمی  کشیده بودم

ادامه مطلب  

 

الان از سرکار اومدم.
هوا تاریک بود.
راحت میتونستم گریه کنم.
راحت.
من عاشق فرانسه بودم،یادته؟؟؟!!!
میدونی چی شده؟!
جمشیدی فرانسه زندگی میکنه.
دو ماه پیش تو محل کارم اندازه 2 3 ساعت دیدمش.
دیروز اومد محل کارم.
شمارمو از ...گرفته بود.
امروز بهم پیشنهاد ازدواج داد.
دلم میخواد بمیرم.
بخدا ...
دلم میخواد بمیرم...
امی... هم نیست باهاش درد و دل کنم.
میدونی؟!
کم آوردم.
حالا من بی زارم.
از تو
از خودم
از جمشیدی
از فرانسه
از...
فقط خودمو به زور کشیدم رو تخت
هندزفیری ها

ادامه مطلب  

 

من زنده بودم اما انگار مرده بودم 
از بس كه روزها را با شب شمرده بودم 
یك عمر دور و تنها، تنها بجرم این كه 
او سرسپرده می خواست ، من دل سپرده بودم 
یك عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس كه خویشتن را در خود فشرده بودم 
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد 
گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم 
وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد 
كاش آن غروب ها را از یاد برده بودم

ادامه مطلب  

ايميلي به خدا  

ترم پیش یه درسی رو برا بار سوم برداشته بودم ولی نه كلاس رفته بودم نه امتحان میان ترم رفته بودم بدم
به همین خاطر چیزی بلد نبود دوبار گذشت هم با نوره های 4شایدم 5افتاد بودم شبش به استاد یه ایمیل زدم گفتم استاد برا بار سوم درس رو برداشتم نه سر كلاس اومدم ، نه میان ترم دارم و نه خلیی خوندم كه قبول بشم ولی  اگه نمره میان ترم بهم بدی قبول میشم البته گفتم كه پدر مریض بوده بگذریم استاد با معرفت با گذشتی بودنمره میان ترم داده وپاس كردم اون درس رو
حالا میخ

ادامه مطلب  

دلخوشم  

میدونم یکی اومده سر راهت
میدونی که تو رو خیلی میخادت
بگو توهم بهش احساس پیدا کردی
معلومه اخه این روزا باهام سردی
بی من عاشق شدی و دل بستی
دلخوش بودم کنار من هستی
احساسی که به اون داری رو من دارم
از دنیات میرم و تنهاتون میذارم
تو برو عشقم قلبمو بشکن
تو هم عاشق شو دور از چشمم
اگه دلتنگ شدم دلم گرفت گاهی
بزار از دور ببینمت یه وقتایی
دلخوشم به همین روزای رفته خاطراتی که از یادم نرفته
از صمیم قلبم میخام که خوشبخت شی
فکر نکن بعد تو میاد سرم چی
تو برو

ادامه مطلب  

 

از اینكه همه چی اینجوری تموم شد داغونم از اینکه همه محبتمو داخل طبق اخلاص گذاشتمو خریدار نداشت داغونم ازاینکه همه چی ناعادلانه قضاوت میشه از اینکه هیچ کسو ندارم از اینکه کسی که عاشقشم برام ارزش قایل نیست ازاینکه دست و پام بسته ست نمی تونم  از این شهر برم از اینکه همه دلمو شکستن وحتی یه نفرم حال دلمو نپرسیده از اینکه پیش کسی گریه کردم که حتی پشیزی برا اشکام ارزش قایل نشد کاش بمیرم اگه امیر نبود تا حالا هزار بار مرده بودم هر چند که میدونم امیر

ادامه مطلب  

تقديم به عشقم  

دنیامون آرومه ، چشمات رو به رومه...کی چشماش مثل تو اینقد معصومه
وقتایی که دلگیرم ، دو تا دستتو میگیرم...من زنده ام چون واسه چشمات میمیرم
از تو چشمام میخونی تب عشقو به آسونی....دردام رو از همه بهتر میدونی
فقط با تو میخوام ، باروونی میشه هوای چشمام....تویی تنها نقطه روشن این روزام
حال خوبیه دیوونگی با تو....چقد دوست دارم دیوونگیاتو....حالا ما دو تا همینه همیشه....هیشکی مثل ما دیوونه نمیشه
آره زندگی کنار تو خوبه....خوبه حالم و دل من می کوبه....باید آسمون هم

ادامه مطلب  

شعری از استاد مصطفی محدثی  

همسفر
 
گرچه بی خبرازمن،ازتو باخبر بودم
بین خواب و بیداری با تو همسفر بودم
عمررا به خاموشی با سکوت سرکردم
زیر خاک و خاکستر،داغ شعله ور بودم
فصل های من باتو نو بهاری از پاییز
گاه ،باغ بی برگی،گاه ،چشم تر بودم
وصل و هجرتو چیزی کم نکرد از دردم
با تو خون به دل بودم،بی تو جان به سر بودم
سنگ ها نشان دادند چله دعایم را
روبروی آیینه، آه بی اثر بودم
تاتو آگه از این دل،تا من از دلت آگاه
کاش با خبر بودی،کاش بی خبر بودم

ادامه مطلب  

 

این روزا مث كابوسن.كابوسایی كه میان ولی رد نمیشن. انقدر شكننده شدم كه هرروز سر كار كریه میكنم.تو خونه كریه میكنم.به خودم لعنت میفرستم كه جرا خودمو وارد رابطه ای كردم كه نباید... من كه بهش علاقه نداشتم.من كه عاشق كس دیكه بودم. ازطرفی،میدونم كسی كه عاشقش بودم رفت دنبال یللی تللی.منو به هیج جاش حساب نكرد..
 
 
قربونت برم من... گریه کردنات تو حلقم. دلت یه خر دیگه ای رو هوس میکنه وقتی گریه ت میاد...
اصن واسه اینکه گریه نکنی بغضم نکنی با چند تا پسر باش دلت

ادامه مطلب  

این روزا عشق  

توی خلوت دل من
بوی عطر تو پیچیده
این روزا میخک باغچه 
گمونم حسمو دیده
ولی حسمون این روزا 
دیگه قیمتی نداره 
این روزا هرکسی راحت 
پا روی حست میذاره
این روزا مثل قدیما 
عشق دیگه بها نداره
هرکسی بدون برگشت 
میره و تنهات میذاره
این روزا سقف دلامون 
شده سنگی و قدیمی 
نمونده یاد کسی که 
یه روزی بودیم صمیمی
این روزا عشقی نداریم 
عشقامون شده پوشالی
پس نگم دل تنگ من شو
حتی ماهی یا که سالی؟
این روزا لکی جا مونده 
روی شیشه ی دلامون
هنوزم گرد تنهایی 
می

ادامه مطلب  

کجاااااااااییییییی؟؟؟؟؟  

سعیدم کجایی، دقیقا کجایی ، کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟؟؟ ؟
یه دنیا غریبم، کجایی سعیدم، بیا تا چشامو تو چشمات بریزم، نگو دل بریدی خدایی نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چی کرده... 
همه جا رو گشتم کجایی سعیدم، بیا تا رگامو تو خونت بریزم، بیا روتو رو کن منو زیرو رو کن بیا زخمامو یه جوری رفو کن....
فکر میکردی سعید یه روز به اینجا برسیم؟!؟!
سخته سخته سخته  سخته سختهههههههههه بخدا سخته. 

ادامه مطلب  

کاش چون پاییز بودم  

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,آفتاب دیدگانم سرد می شد,آسمان سینه ام پر درد می شدناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زداشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.وه … چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانیدر کنارم قلب عاشق شعله می زد,در شرار آتش دردی نهانی.نغمه ی من …همچو آواری نسیم پر شکستهعطر غم می ریخت بر دلهای خسته.پیش رویم :چهره

ادامه مطلب  

 

یاتو|
 
برای عارفه نامه نوشته بودم....این چند هفته ی اخیر فهمیدم که چقدر عاشق نامه نوشتنم،عاشق پاکت نامه درست کردن و کادو دادن...مخصوصا به غریبه های آشنا...به عارفه نامه نوشته بودم....و حرف اولم را بهش نگفته بودم...نءفتم چقدر از پاییز امسال می ترسم...نگفتم احساس میکنم آرامش قبل از طوفان...این حرف را چند سال پیش زده بودم...برای خودم نوشته بودم از این آرامش می ترسم چون میتونم حس کنم طوفان تو راهه....این روزها هم نه آرومم نه پر تلاطم....گاهی خوبم و گاهی....نم

ادامه مطلب  

 

سلام مامان گلی
این روزا مثل همه روزهای بعد تو حالم خرابه داغون داغون ، این روزا ممکنه تموم بشن ؟ ممکنه روزای دیگه ای بیان ؟ نه بعید میدونم مگه میشه ؟ نمیشه مطمینم نمیشه ، بیخیال مامانی بخدا بگو خیلی خودت رو اذیت نکن ما دیگه عادت کردیم به این روزا هرچی خواهی بکن دنیات پیشکش خودت ما دیگه زدیم به سیم آخر دیگه بیخیال همه چی شدیم

ادامه مطلب  

شعر جبران خلیل جبران  

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت گر چه در حسرت گندم پوسید من خودم بودم هر پنجره ای که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود و خدا میداند بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود من نه عاشق بودم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام میفهمید آرزویم این بود دور اما چه قشنگ که روم تا در دروازه نور تا شوم چیره

ادامه مطلب  

دلم  

عجب روزگار تلخی . چرا باید به تو علاقه مند می شدم ؟ فکر کنم خیلی تنها بودم که این بلا به سرم اومد . خیلی از تو می ترسیدم اوّلش . فکر کنم حق داشتم . تو بی رحمی همون جوری که فکر کرده بودم می تونی من رو تا ابد ترک کنی و اسمم رو هم نیاری ... چه قدر خوش خیال بودم که به چیزهای قشنگتری فکر کردم مثل این که تو عاشق منی و هرچه می نویسی از روی عشق و محبت و صفا و صمیمیته . باید از همون اسمت می فهمیدم که باید رهات کنم . موندم با خاطراتت و دلم....

ادامه مطلب  

27  

هفت صبح باید بیدار شم برم.... 
خوابم نبرد 
تا سحر بیدار بودم و الان هم خوابم نمیبره این جور مواقع افسرده تر میشم 
مثل الان که تماما از زندگی نا امید شدم 
دلم مرگ میخواد 
خدا کجاست 
آیا فقط گناه های منو حساب میکنه 
یا غصه های منو هم میبینه 
بخدا از این همه افسردگی خسته شدم 
یه موجود ترسو بدون اعتماد به نفس 
به چه درد این دنیا میخورم 
کاش هیچ وقت به دنیا نیومده بودم 
کاش سالها پیش از این مرده بودم 
از خانواده م بدم میاد 
هر چقدر هم تلاش کنم دوستشو

ادامه مطلب  

لیلی زیر درخت انار...  

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد،گل داد ، سرخِ سرخ. گلها انار شد، داغِ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند، توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود، دانه ها ترکیدند، انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید .مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.  کافی انار دلت ترک بخورد.
 
پی نوشت:گفته بودم که مهمه برام...اونقدر که دغدغه ی هر روز و هر شبمه...بهت گفته بودم نمیتونم به این موضو

ادامه مطلب  

عاشق انه ی من و تو  

 
ب من نگاه می کنی که نیست ام
من که نیست ام
کسی نیست ام
ب کسی نگاه می کن ام که نیست
تو که نیستی
کسی نیست...
پشت هر جایی هر که بود رفته بود
من مانده بودم و تو
کنار جایی رو ب روی هر جا
من که بودم تو کسی نبودی
و کسی پشت هر جایی که بود با من نبود
یک روز
تو با من از جایی که رفته بودم می آمدی
دست ام را ب موهای ات می کش ایدی
دست ات را می کش ایدم ب دستی که نداشت ام
نگاه ات را پشت هر جایی که نبودم می ریختی
اما صدای ات را با خودت می بردی تا جایی بریزی که برنگردد.
من ا

ادامه مطلب  

من.  

اینجا شده قبرستون منو قلبم شده پراز غم وتوازهیچی خبر نداری بیتای من
 
توبودی که میگفتی غمامونو باهم میخوریم اشکامونو باهم میریزیم حالا این روزا 
 
خیلی تنهام حتی توهم نمیتونی درستم کنی عجیب داغونم این روزا
 
نداشتنت داره آزارم میده داه دیوونم میکنه خیلی کم آوردم بیتاجان.
دوستت دارم تاهمیشه بیتای نازنینم.راستی دوشبه خوابتو نمیبینم خیلی دلتنگ شدم.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1